پُر شدم از آه ديگر

پُر شدم از آه دیگر، پُر شدم از سنگ دیگر

پُر شدم مانند یک گیتار از آهنگ دیگر

ساعت آخر شد، خبر تکرار یک بازی بی رنگ

آسمان مانند من مملو شد از نیرنگ دیگر

صلح من در ازدحام سرد این بن بست گم شد

کوچه رفت از خویشتن تا انزوای جنگ دیگر

برف بارید و زمستان وارد ویرانه ام شد

آسمان آیینه ام شد، تا بگیرم رنگ دیگر

مدتی شد سنگ در مشت و تبسم در گلویم

تا که این ساعت رسد بر انتها با زنگ دیگر

مدتی شد کفش هایم نیز تنهایم سپردند

مدتی شد مقصدی دارم: دو، سه فرسنگ دیگر

/ 20 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زبيرهجران

سلام حضرت کاوه عزیز... با نبشته ی در مورد مجموعه چاپ شده دریا باری در خدمتم . بیا و نظر بده

پویا

سلام ! اولین شماره سایت كانون فرهنگی ادیبان ، هر چند با تأخیر اما بروز شد . امیدواریم با ما همکار باشید و انتقادات و پیشنهادات سالم تان را در جهت بهبود کار ها ؛ از ما دریغ نکنید. شادی به کام تان ! pooya@adibaan.com www.adibaan.com

مجيرک شناس

شرم بادبرتومجیر! توکه خود،خودرا شاعربزرگ می خوانی!!! چگونه بااین همه بدزبانی های خودنمی شرمی.هرکسی می تواند فحاشی راپیشه خودسازد!!!توننگ تمام شاعران جهانی... ادامه این مطلب رادروبلاگ مجیرک شناسی بخوانید.

زواری

سلام شاعر عزيز! ارچند خالق شعر خودت استي اما بد نيست توجه كنيم كه ساعتها مي گذرند اما به انتها نمي رسند، اين درك من كم دانش است!در كل شعرت زيبا و دلنشين است

فاطمه

سلام دارم خدمتی تان! دل نوشته هايتان زيبا ودلنشين بود از خواندنش لذت بردم هميشه قلم تان سبز باد. موفق باشيد

محمدتواب اميری

آفای پرويز کاوه سلام ! بسيارزيباسروده شده است خوشم آمد. قلمت نويساباد!

مهرداد

پُر شدم مانند یک گیتار از آهنگ دیگر به به غزب زيبايی است دروود بر کاوه ی عزيز خوشحالم که پيدايت کردم ماهم هستيم در اين دنيا سربزن

ياسر

سلام کاوه قد کشيده از کوهستان هندوکش! غزل زیبا و دلپذیرت را خواندم و لذت بردم ماییم و نوایی بی نوایی....مهربانی! دریای شعر تا جاودان جاری باد!

.....

سلام کاوه عزيز با ديدن ويب لاک ات چشمانم روشن شد و خيلی از مطالعه اشعارت لذت بردم سرت سبز و شعرت پر بار تر باد

شهرنوش

درود ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی سالها با بهروزی پذیرای آیین نوروز باشید.