پرویز کاوه 

 

خانه
بایگانی نوشته ها

پست الكترونيك


لوگو

 


غزل امروز افغانستان

سمیع حامد
محمد کاظم کاظمی
محمد شریف سعیدی
سنجر سهیل
منیژه باختری
فردا
فانوس

طراحی

 

 

دوشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸٦

یادواره یی از عاصی

 

هوای کوچ

نگاهش روز اول انزوای کوچ با خود داشت

میان سینه ی گرمش نوای کوچ با خود داشت

سلام دست هایش را به جیب سرد میبخشید

میان کفش های خسته پای کوچ با خود داشت

کلامش هدیه یی بر آب های تشنه میآورد

و شعرش خلوت آیینه سای کوچ با خود داشت

به روی شانه های خسته اش از دیر، از آغاز

عذاب زخم سنگین قبای کوچ با خود داشت

شهید هشتم اردیبهشت از خویش میفهمید

که این دریا دل از اول هوای کوچ با خود داشت

تلاطم داشت این ابر ستبر، این چتر جنگلزار

که رعد هیبت آسایش صدای کوچ با خود داشت

از اینجا تا کنار خانه خورشید منزل کرد

عروج آسمانی اش، بلای کوچ با خود داشت

پرویز کاوه

حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی ()


 


 
 

[ خانه| بایگانی نوشته ها | پست الكترونيك ]

>