پرویز کاوه 

 

خانه
بایگانی نوشته ها

پست الكترونيك


لوگو

 


غزل امروز افغانستان

سمیع حامد
محمد کاظم کاظمی
محمد شریف سعیدی
سنجر سهیل
منیژه باختری
فردا
فانوس

طراحی

 

 

سه‌شنبه ۱٠ امرداد ،۱۳۸٥

در اين ر‌ؤيای بارانی...

 

غروب آب، یا رؤیای شبنم میشود شعرم

طلاطم میشود آیینه ام، غم میشود شعرم

نشد تا چشم هایم را بدوزم روی آیینه

خودم بی سایه ام... تصویر عالم میشود شعرم

سر آمد صبر شب، اما صدایم آفتابی بود

در این رؤیای بارانی چرا کم میشود شعرم؟

غزل تکرار شد، با مثنوی هم سر نیامد غم

سکوت محض، یا فریاد پیهم میشود شعرم

نباید کوچه را اینقدر رؤیا آبپاشی کرد

برای قتل رؤیای خودم سم میشود شعرم

حوا دیگر هوای کوچ دارد از بهشت عشق

غریبی میرسد، سرسام آدم میشود شعرم

دلم ویرانه صد راز، اما بغض من سنگین

صدای گنگ، یا معنای مبهم میشود شعرم

پرویز کاوه

حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی ()


 


 
 

[ خانه| بایگانی نوشته ها | پست الكترونيك ]

>