پرویز کاوه 

 

خانه
بایگانی نوشته ها

پست الكترونيك


لوگو

 


غزل امروز افغانستان

سمیع حامد
محمد کاظم کاظمی
محمد شریف سعیدی
سنجر سهیل
منیژه باختری
فردا
فانوس

طراحی

 

 

پنجشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٤

ز هرچيزی که ميبينم

 

ز هر چیزی که میبینم، ز هر چیزی که میدانم

فقط اینقدر میدانم که بی یادت پریشانم

 

نگاهم در نگاهان کسی تکرار شد دیشب

تصور کرده بودم در هوای عشق مهمانم

 

کسی که بوی دستان ترا میداد دستانش

کسی که دست هایش را نوازش داد دستانم

 

و من مانند دریا در نگاهت میشوم جاری

تو مثل کوه وحشی میشوی گم در نگاهانم

 

هوایم سخت بارانی و سقف آسمان آبی

نمیدانم بهارم یا خزانم یا زمستانم

 

فقط اینقدر میدانم که تو ابر پریشانی

و من بی ابر در کنج سکوت خويش بارانم

 

25 جنوری، پترسبورگ، افریقای جنوبی

پرویز کاوه

حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی ()


 


 
 

[ خانه| بایگانی نوشته ها | پست الكترونيك ]

>