پرویز کاوه 

 

خانه
بایگانی نوشته ها

پست الكترونيك


لوگو

 


غزل امروز افغانستان

سمیع حامد
محمد کاظم کاظمی
محمد شریف سعیدی
سنجر سهیل
منیژه باختری
فردا
فانوس

طراحی

 

 

پنجشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳۸٤

به ماريا

 

حس ميکنم که بی تو غمم حل نميشود

 

حس میکنم عتاب زمستان به سر رسید

سرمای برف، سردی باران به سر رسید

 

حس میکنم بهار رسید و غزل شگفت

پایان انتظار رسید و غزل شگفت

 

حس میکنم که تیر تو بر جا نشسته است

این عشق را خدا به تماشا نشسته است

 

حس میکنم که بی تو غمم حل نمیشود

این عشق داغ، عشق مکمل نمیشود

 

حس میکنم که زمزمه سرشار از تو است

هرواژه بر زبان من انگار از تو است

 

وقتی دلم پر از تو و امید میشود

انگار لحظه لحظه من عید میشود

 

انگار لحظه ها همه خاموش میشوند

از خویش میروند و فراموش میشوند

 

تنها حس همیشه احساس عشق است

تنها گلی که گل نشود یاس عشق است

پرویز کاوه

حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی ()


 


 
 

[ خانه| بایگانی نوشته ها | پست الكترونيك ]

>