پرویز کاوه 

 

خانه
بایگانی نوشته ها

پست الكترونيك


لوگو

 


غزل امروز افغانستان

سمیع حامد
محمد کاظم کاظمی
محمد شریف سعیدی
سنجر سهیل
منیژه باختری
فردا
فانوس

طراحی

 

 

دوشنبه ٧ دی ،۱۳۸۳

ازین فصل سکوت و سم

 

دل آمد، خسته شد، غم دید، آهی نیز با خود برد

ازین فصل سکوت و سم، گناهی نیز با خود برد

دل آمد تا ببیند با کدامین ابر باید شست

درختی را که دستان تباهی نیز با خود برد

دل آمد تا بیفشاند غبار غم، ولی ناگه

به جای نان بخشیدن، کلاهی نیز با خود برد

دل آمد تا بگیرد دست سرد پیرمردی را

ولی هنگام رفتن، تکیه گاهی نیز با خود برد

دل آمد تا بیارد برگ و بارانی برای باغ

ولی وارونه شد، یعنی گیاهی نیز با خود برد

دل آمد تا نیاز رهنمایی را نمایاند

ولی طرحی دگر افگند، راهی نیز با خود برد

پر از پاییز آمد، سقف کوتاه زمستان شد

پناهی برنشد، اما پناهی نیز با خود برد

پرویز کاوه

حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی ()


 


 
 

[ خانه| بایگانی نوشته ها | پست الكترونيك ]

>